درس آشنایی با فرهنگ ملل

 

          عنوان تحقیق:

آداب و رسوم مردم زنجان

 

استاد راهنما:

جناب آقاي دکتر علی  امینی

 

محقق:

علی اصغر بهادری، دانشجوی کارشناسی روابط عمومی، ترم دوم

 

 

نیمه اول سال تحصيلي 92-1391

آداب و سوم در طبخ غذا

 

رسم های مختلف و خلق وخوی اقوام مختلف با توجه به تاریخ وقدمت منطقه در طی سال های طولانی شکل گرفته،سینه به سینه به افراد یک جامعه منتقل می شود و در طول سال ها،زنده و پا برجا می ماند. مردم شهر زنجان نیز با توجه به قدمت تاریخی و فراز ونشیب های بسیار در طول زمان خود،دارای آداب و رسوم وفرهنگ وخصلت های ویژه ای هستند.جشن ها و آداب ورسوم مختلف در موارد گوناگون،دارای نظم وقوانین خاصی هستند که همگان ملزم به رعایت آن ها هستند،مراسم اعیاد مذهبی وملی،مراسم عمومی وعزا،نوع لباس پوشیدن و جشن های محلی از جمله مواردی هستند که دارای نظم خاصی بوده و جزو آداب و رسوم مردم شهر زنجان می آیند.

 

محل آشپزي

تعسان (تنورستان) محلي بود كه تنور و اجاق پخت غذا در آن قرار داشت كه بنا به تعداد افراد خانواده تعداد اجاق نيز فرق مي‌كرد براي سوخت اجاق و تنور از هيزم استفاده مي‌كردند كه در اصطلاح محلي بدان « اودون» مي‌گويند سوختن هيزم غالباً دود زيادي ايجاد مي‌كرد و براي همين ديوارهاي تعسان هميشه با لايه‌اي از دوده پوشيده بود . در هر خانواده معمولاً دوخروار يا بيشتر آرد وجود داشت و در ماه يك يا دو بار نان مي‌پختند و سپس نانها را در يك اطاق بر روي هم مي‌چيدند و هر روز مقداري از آنرا سرسفره مي‌آوردند و اگر نان خشك شده بود با جاروي كوچكي يا با دست مقداري آب روي آن مي‌پاشيدند و بعد از يكي دو ساعت قابل خوردن مي‌شد . بيشتر خانواده‌ها مخصوصاً روستائيان در زمستان كرسي را روي همان تنور مي‌گذاشتند و افراد خانواده شبها دور آن مي‌خوابيدند و از حرارت تنور استفاده مي‌كردند . براي خوردن غذا محل خاصي وجود نداشته است و گاهي در اتاق و گاهي در آشپزخانه عمل غذا خوردن انجام مي‌گرفته است ، البته ثروتمندان هيچوقت در آشپزخانه غذا نمي‌‌خورده‌اند.

http://www.portal-zn.ir/images/Pics/zanjan-1.jpg

خوراك محلي

از غذاهائي كه معمولاً فقط در مراسم خاصي پخته مي‌شوند و مردم زنجان در ساير اوقات سال كمتر از آن استفاده مي‌كنند مي‌توان به غذاي شب چهارشنبه سوري غذاي شب عيد و غذائي كه به هنگام دندان در آوردن كودك پخته مي‌شود اشاره كرد . در شب چهارشنبه سوري معمولاً خانواده‌ها به همراه برنج ، خورشتي بنام «‌شش‌انداز» درست مي‌كنند كه تركيبي است كه از روغن ، خرما ، كشمش ، گردو ، تخم‌مرغ ، و سركه . علاوه بر اين به تعداد افراد خانواده تخم‌مرغي با پوست پياز نازك در لابلاي برنج گذاشته مي‌شود تا رنگ بگيرد معمولاً اشكال متنوعي كه بر روي تخم‌مرغ ايجاد مي‌شود توسط افراد تفسير مي‌شود مثلاً اگر بر روي تخم‌مرغي شكلي مانند هواپيما ديده شود آنرا نشانه سفر حج مي‌گيرند و غيره .اما خوراك شب عيد نوروز ، در اين شب اغلب خانواده‌ها معمولاً يك ماهي تهيه مي‌كنند و در كنار ماهي رشته پلو يا زعفران پلو ( بسته به استطاعت خانواده) پخته مي‌شود . يكي از دلايلي كه مردم براي مصرف ماهي در شب سال نوبر مي‌شمرند اين است كه چون آب دريا حيات بخش است براي همين در اول سال از موجودات دريائي استفاده مي‌كنند تا سال خوبي داشته باشند . يكي ديگر از غذاهائي كه در زنجان در مراسم خاصي پخته مي‌شود خوراكي است به نام دنك كه در هنگام دندان در آوردن كودك پخته مي‌شود اين خوراك از گندم و گوشت تهيه مي‌شود و بعضي از اوقات اين خوراك بين خويشان نزديك و گاهي بين همسايه‌ها نيز توزيع مي‌شود.

قاتق لش (gateg lesh ) نوعي خوراك است كه از گوشت و مقداري برنج درست مي‌شود همچنين در تمام مراسم برنج با گوشت و يا ماهي پخته مي‌شود و به آن «پلاو» (plaw) مي‌گويند . چكدرمه (chekerme ) نوعي پلو با گوشت است كه براي مهمانان و نيز در مراسم پخته مي‌شود گاهي نيز كشمش و دانه‌هاي انار به آن اضافه مي‌شود كه براي مهمانان و نيز در مراسم پخته مي‌شود گاهي نيز كشمش و يا دانه‌هاي انار به آن اضافه مي‌شود . ياغ‌چوربا (yag churba) نوعي سوپ است كه از نان ريزريز و آب و چربي درست مي‌شود و گاهي پياز به آن اضافه مي‌كنند «قره‌چوربا» (gara churba) گوشت آب‌پز با نان ريزريز شده است .

 

غذاهاي معمولي

در گذشته غذاهائي كه توسط افراد معمولي جامعه ( قشر متوسط متوسط به پايين مصرف مي‌شده از چند غذا تجاوز نمي‌كرده كه به تعدادي از آنها اشاره مي‌شود . پيزو ( پيازآب ) كلجوش آبگوشت دوغراماج ( نان و دوغ ) يرالماچئرك ( نان و سيب‌زميني ) چغندر ( با نان خورده مي‌شده ) كاچي هوره‌( غذائي بوده كه با آرد پخته مي‌شده ) آش و برنج كه البته فقط چند بار مثل شب جمعه‌ها يا شب عيد برنج پخته مي‌شده و اكثر مردم فقط در سال يكبار و آنهم شب عيد برنج مي‌خورده‌اند .

http://www.portal-zn.ir/images/Pics/zanjan-2.jpg

 

چارشنبه سوري

آخرين چهارشنبه اسفند ماه هر سال شمسي که ايرانيان در شب آن جشن چارشنبه سوري ميگيرند و آداب و رسوم خاصي را در آن شب برگزار ميکنند. جشن چارشنبه سوري که از جشن هاي ملي و باستاني ايرانيان است و هنوز در بسياري از شهرها و روستاهاي ايران شب اين روز را بطرزي خاص جشن ميگيرند. سعيد نفيسي استاد دانشگاه تهران در شماره 11 سال اول و شماره 1 سال دوم مجله مهر درباره «چارشنبه سوري » مقاله مفصل و محققانه اي نوشته اند که قسمتهايي از آن را در اينجا نقل ميکنيم : چهارشنبه سوري يعني چهارشنبه عيش و عشرت و ميرساند که اين شب را براي جشن و سرور بنياد گذاشته اند. اين جشن ملي از قديمترين زمانهاي تاريخ در ميان ايرانيان بوده است ... شب چهارشنبه سوري در ايران آئين خاص و تشريفات گوناگون دارد که هر يک از آنها را در ناحيه ديگر ميتوان يافت .آئين چهارشنبه سوري يا شب چهارشنبه آخر سال بر دو قسم است يک قسمت از آن عمومي و مشترک ميان تمام مردم ايران است که حتي بعضي از آنها را در ملل ديگر نژاد آريا ميتوان يافت و قسمت ديگر آئين خصوصي است که مردم تهران بدعت گذاشته اند و از اينجا کم و بيش بشهرهاي ديگر ايران رفته است . آن قسمت از آئين اين شب که درتمام ايران معمول است از کرمان گرفته تا آذربايجان و از خراسان تا خوزستان و از گيلان تا فارس يعني تمام اين دشت وسيع که ايران امروز را فراهم ساخته است و زيباترين بقاياي ايران باستاني است در هر شب چهارشنبه آخر سال با شور و دلبستگي خاصي آشکار ميشود تمام مردم آذربايجان چه در شهر و چه در ده ها در آن شرکت دارند و حتي هنوز در ميان مردم قفقاز معمول است . ايرانياني که از ديار خود دور افتاده اند نيز آن را فراموش نميکنند و ايرانيان مقيم ترکيه و مصر و هندوستان نيز در جامعه خود اين رسوم و آداب را معمول ميدارند.
توپ مرواريد: در ميدان ارک طهران توپ کهن سالي بود که مدت صد سال بر فراز صفه اي جاگرفته بود و چون پيران زمين گير از جاي خود نمي جنبيد - شبهاي چهارشنبه سوري زنان و دختراني که حاجتي داشتند مخصوصاً آن زناني که در آرزوي شوي بودند از آن توپ بالا ميرفتند و بر فراز آن دمي مي نشستند و از زير آن ميگذشتند و در برآورده شدن آرزوي خود شک نداشتند و بچه هاي شيرخوار را که به اصطلاح «نحسي » ميکردند يا ريسه ميرفتند از زير توپ مرواريد و سر در نقاره خانه ميگذراندند. اين توپ را توپ مرواريد ميناميدند و افسانه هاي گوناگون در حق آن ميگفتند.آتش افروختن : زيباترين و شايد قديمترين آداب چهارشنبه سوري آتش افروختن و جستن از آن و شادي کردن در کنارآتش است

اينک تقريباً در تمام ايران شب چهارشنبه سوري توده هايي از بوته خودروي بياباني فراهم مي آورند و نزديک يکديگر قرار ميدهند زن و مرد و پير و جوان در صحن خانه يا در ميدانهاي عمومي و بر سر چهارسوها و چهارراههاي شهر و ده از روي اين اخگرهاي افروخته يکي پس از ديگري جستن ميکنند و در هر جستني ميگويند: «زردي من از تو سرخي تو از من » يعني زردي بيماري و ناتواني را از من بستان و سرخي و شادابي و تندرستي را که در خود داري بمن ببخش » پس از سوخته شدن خاکستري را که از آتش ميماند بايد در خاک اندازي جمع کنند و از خانه بيرون برند ودر کنار ديوار بريزند و آنکس که بيرون ريخته است در بازگشت در ميزند بايد از درون خانه از او بپرسند: «کيست ؟ » و او هم جواب دهد; «منم » گويند: «از کجاآمده اي ؟ » جواب دهد که : «از عروسي » بپرسند: «چه آورده اي ؟ » گويد: «تندرستي ».

کوزه شکستن : مردم طهران تا چند سال پيش که از سر در نقاره خانه بالا ميرفتند کوزه اي آب نديده با خود ميبردند و ازآنجا بزمين مي افکندند و ميشکستند و کساني که بدانجادسترس نداشتند از بام خويش کوزه را بزمين مي افکندنداينکار در بسياري از نقاط ايران معمول است و عقيده دارند که بلاها و قضاهاي بد را در کوزه متراکم کرده اند و چون بشکنند آن قضا و آن بلا دفع شود.

آجيل : در شب چهارشنبه سوري آجيل خوردن از رسوم و آداب مخصوص است و مخصوصاً بايستي آجيل شور و شيرين باشد... در ميان زنان ايران در شب چهارشنبه سوري و حتي مواقع ديگري که کسي را مشکلي در پيش باشد و استجابت مرادي را بخواهد آجيل مخصوصي با آداب و حضور قلب خاصي معمول است که نذر ميکنند و داستان شيريني براي ابتکار آن ميگويند..

آجيل مشکل گشا از آداب خاص شب چهارشنبه سوري نيست ولي کساني که بدان اعتقاد کامل دارند گذشته از آنکه شب جمعه آخر هر ماه بدان عمل ميکنند شب چهارشنبه سوري نيز به آداب آن ميپردازند.
فالگوش : کساني که حاجتي دارند شب چهارشنبه سوري نيت ميکنند و بر سر چهارراهي يا اگر چهارراه نبود بر سر رهگذري به فالگوش ميايستند و نخستين عابري را که گذشت بسخن او توجه ميکنند و هر چه از دهان او برون آمد در استجابت مقصود خود به فال نيک يا به فال بد ميگيرند اگر آن نخستين سخن به اجابت آرزوي صاحب حاجت مطابق باشد آن آرزوي برآورده است و گرنه برآورده نيست . همين فال را ممکن است بر پشت در خانه اي يا در اطاقي گرفت و بايد آهسته بپشت درآمد و بي آنکه کساني که اندرون خانه يا اطاقند بدانند که کسي بر درايستاده است گوش فراداد و اولين سخني را که گفته ميشود در اجابت مقصود خود يا ناروا ماندن آن فال گرفت .
گره گشايي : کساني که بخت ايشان گره خورده و عقده اي در کارشان روي داده است چاره اي جز آن ندارند که شب چهارشنبه سوري گوشه دستمالي يا چارقدي يا گوشه ديگر از جامه خود و يا پارچه اي را گره زنند و بر سر راهي بايستند و از اولين کسي که بر ايشان گذشت خواستار شوند که آن گره را بدست خود بگشايد ممکن است قفلي را بر پارچه يا دستمال و يا گوشه اي از جامه بست و بر سر راه ايستاد و کليدآن را به نخستين کسي که از راه ميگذرد داد که با آن کليد قفل را بگشايد و عقده از کار فروبسته آن درمانده باز کند.

دفع چشم زخم و بخت گشايي : براي بخت گشايي در شب چهارشنبه سوري تدابيري معمول است و از همه شگفت تر آن است که به دبّاغ خانه ميروند و از آب دباغ خانه اندکي برميدارند و با خود بخانه مي آورند و براي گشوده شدن بخت بر سر ميريزند.

کندر و خوشبو: يکي از آداب چهارشنبه سوري آن است که زنان بر در دکان عطاري ميروند و از او «کندر وشابراي کارگشا» ميخواهند و تا عطار برود بياورد فرار ميکنند اين دکان بايد رو بقبله باشد سپس بدکان ديگري که رو بقبله باشد ميروند و «خوشبو» ميخواهند که مراد اسفند است و چون عطار پي آن برود باز ميگريزند و سپس بدکان سومي که رو بقبله باشد ميروند و مقداري کندر و اسفند ميخرند و در خانه براي دفع چشم زخم و حل مشکل خود دود ميکنند.

قليا سودن : يکي از وسايل دفع جادودر شب چهارشنبه سوري قليا سودن است اندکي قلياي خشک در هاون برنجين کوچکي ميريزند و هفت دختر نابالغ دسته ميزنند و با آب ميسايند و بر آن بول ميکنند و آن آب را در چهارگوشه صحن خانه اي که آن را جادو کرده اندميريزند و يقين دارند که بهمين تدبير جادو باطل ميشود.
آش بيمار: در خانه اي که بيماري باشد شب چهارشنبه سوري بايد در شفاي او کوشيد که بيماري او بسال ديگر نرسد براي اين کار آشي ميپزند که در ميان زنان به اسم «آش بيمار» يا «آش امام زين العابدين بيمار» معروف است بايد باديه مسين بدست گرفت و با قاشق بدرخانه اي يا به در اطاق همسايه رفت و چنانکه او نداند که اين خواهش از جانب کيست با آن قاشق بر آن ظرف مسين کوبيد و صاحب خانه يا اطاق وجداناً مکلف است که چيزي که بتوان در آش ريخت مانند آرد يا برنج يا غلات و بنشن و پياز و هر چه از اين قبيل در خانه موجود باشد و اگر نيست چند شاهي پول در آن ظرف بريزد. هر چه در ظرف ريخته ميشود بايد در ترکيب آش داخل شود و اگر پول در آن ظرف دريوزه گري ريختند با آن پول بايد لوازم آش را تدارک ديده و از آن آش بيمار را داد و بازمانده آن رابه تهي دستان رهگذر داد و همين آش هر دردي را شفا مي بخشد.

فال گرفتن با بولوني : يکي از شيرين ترين آداب چهارشنبه سوري که بيشتر جنبه بازي و تفريح گوارايي دارد فال گرفتن با بولوني است . بولوني کوزه دهان گشاد کوچکي است که درخانه هاي ما فراوان است و در آن ادويه خشک يا ترشي و مربا و غيره ميريزند زنان و دختران جوان گرد يکديگر جمع ميشوند و کوزه اي را مي آورند هر کس هر چه همراه خود دارد و نشانه اي از او بشمار ميرود در آن بولوني مي اندازد و اشعار مختلف در وصف الحال که بتوان بدان تفال کرد بر قطعه هاي کاغذ مينويسند و تا کرده در بولوني مياندازند سپس دختر نابالغي را ميخوانند و اودست در بولوني ميکند و پاره اي کاغذ را بيرون مي آوردو يکي از حاضران شعري را که بر آن نوشته است ميخواند سپس همان دختر يکي از آن اشياء را بيرون مي آورد و ارائه ميدهد و آن شعر که خوانده شده است فالي است که در حق صاحب آن نشاني زده اند در اصفهان يک سرمه دان ويک آئينه کوچک نيز علاوه بر آن اشياء در بولوني مياندازند و با ديوان حافظ تفال ميکنند يعني هر چيزي که از بولوني بيرون آمد براي صاحب آن فالي از ديوان حافظ ميزنند.

در زنجان : آتش افروختن ، فالگوش و کوزه شکستن معمول است و در کوزه شکستن اختصاصي که مردم زنجان دارند اين است که پولي با آب در کوزه مياندازند و ازبام زير ميافکنند. ديگر از خصوصيات مردم زنجان اين است که دختراني را که ميخواهند زودتر شوهر بدهند به آب انبار ميبرند و هفت گره بر جامه ايشان ميزنند و پسران نابالغ بايد آن هفت گره را بگشايند. يکي از آداب ديگر مردم زنجان اين است که از روزنه بخاريها يااجاقهاي خانه طنابي داخل اطاق ميکنند و بوسيله آن طناب چيزي طلب ميکنند صاحب اطاق مکلف است اولين چيزي که در دسترس او بود بر طناب ببندد و چون طناب را بالا کشيدند بوسيله آن چيزي که بر طناب بسته اند فال ميگيرند مثلاً اگر جاروبي بر طناب بسته باشند از آن فال بد ميگيرند که خانه خراب خواهد شد و خانه ايشان راجاروب خواهند کرد و اگر پاره ناني ببندند فالي نيک ميگيرند که وفور نعمت خواهد بود و اگر شيريني به طناب ببندند نشانه شيرين کامي است .

 

شب يلدا در زنجان

خبرگزاري فارس: يلدا، طولاني‌ترين شب سال يكي ‌از آداب به يادگار مانده از گذشتگان و پيشينيان، شب انار و آجيل و قصه و هندوانه، شب لحظات مهرورزي و شب تولد خورشيد است.http://www.portal-zn.ir/images/Pics/a0364613.jpgشب يلدا درازترين شب سال است، شبي كه در آن صبح ديرتر آغاز و ماه و ستاره‌ ديرتر به خانه‌ مي‌روند


شب يلدا در فرهنگ ايرانيان جايگاه ويژه‌اي دارد و در آن رسم و رسوماتي دارند كه جالب و خواندني است

 استان زنجان يكي از استان‌هاي كشور است كه در آن شب يلدا در ميان مردم جايگاه ويژه‌اي دارد و مردم در اين ايام كارهايي را انجام مي‌دهند كه براي ديگر هموطنان جالب است.

خواندن فال حافظ، شاهنامه‌خواني، نقل خاطرات، قصه‌گويي پدر و مادربزرگ‌ها، حضور در منزل بزرگان خانواده، خواندن دعاهاي شكرانه‌ نعمت و سلامتي، تزيين سفره‌ مخصوص با انواع ميوه‌ها و خشكبار، تهيه تنقلات و شيريني‌جات، خوردن هندوانه و از همه مهمتر صله ارحام، از جمله رسوم و سنت‌هاي ديرينه مردم زنجان در شب يلدا محسوب مي‌شود.

عده‌اي بر اين باورند كه خوردن هندوانه در اين شب، باعث جلوگيري از تاثير سرما در زمستان و گرمازدگي در تابستان مي‌شود كه اين كار در بيشتر نقاط كشورمان صورت مي‌گيرد و مردم در اين شب هندوانه مي‌خورند.
يكي از مهم‌ترين و زيباترين كارهايي كه در شب يلدا انجام مي‌گيرد صله رحم و ديدار از بزرگان است كه هنوز از با وجود گذشت سال‌ها مردم و به ويژه كوچكترها تلاش مي‌كنند به خوبي آنرا عملي كنند.
در جاي جاي استان زنجان مردم رسم دارند كه در اين شب به ديدار بزرگان قوم و فاميل رفته و در آنجا شب يلدا يا به قول زنجاني‌ها و آذري‌ها شب چله را سپري كنند.

در زنجان در شب يلدا كوچكترها و جوانترهاي فاميل و يا فرزندان در خانه پدر و پدربزرگ جمع مي‌شوند و اين شب را به خوبي و خوشي مي‌گذرانند

 از جمله سنن زنجاني در اين ايام رفتن به خانه نوعروسان فاميل است كه در آن خانواده داماد با بستن خنچه‌هاي شيريني، آجيل و ميوه آن را به خانه عروس مي‌برند كه در اصطلاح به آن شبچره گفته مي‌شود.
شبچره‌ زنجاني‌ها شامل انواع آجيل، شيريني و ميوه‌هاي فصل مانند انار، ازگيل و هندوانه همراه با هدايايي براي عروس، در بسته‌هاي آذين‌بندي شده به‌ نام خونچه است.

البته اين اقدام خانواده داماد در سال بعد و در نخستين شب يلدا توسط خانواده عروس مقابله به مثل مي‌شود و اين بار خانواده عروس براي دختر خود شبچره مي‌برند.خوردن آجيل به ويژه شكتن گردو، فندق و بادام نيز در كنار آجيل‌هاي امروزي و سنجد در سنن زنجاني‌ها از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است.مردم زنجان در شب يلدا مقداري برف سفيد را با شيره‌ انگور مخلوط كرده و آنرا مي‌خورند كه بسيار خوشمزه مي‌شود. همچنين زنجاني‌ها با خوراكي‌هايي چون ترب، شلغم، كلم و تنقلاتي مانند توت و انجير خشك، كشمش، گردو و نخودچي در اين شب از ميهمانان خود پذيرايي مي‌كنند.

در برخي نقاط استان زنجان نيز كه هنوز به سبك قديم براي گرم شدن از كرسي استفاده مي‌شود و هنوز بخاري‌هاي مدرن بدون نياز به لوله و غيره در آنجا جايگاهي ندارد، در شب يلدا و در استقبال از روزهاي بلند رحمت و بركت در چهار گوشه‌ كرسي گردو و فندوق مي‌شكنند به ‌اين اميد كه ‌بر اطراف خود شادي و خنده حاكم شود.در كنار خوردن، زنجاني‌ها آداب ديگري نيز براي اين شب دارند كه طرح معما و چيستان از سوي بزرگترها و بازي‌هاي دسته جمعي نظير گل يا پوچ، از سرگرمي‌هايي است كه در شب يلدا، بزرگ و كوچك خانواده را به خود مشغول مي‌كند تا در شب يلداي زنجان كه معمولا هوا سرد و زير صفر است كانون گرمي در خانواده‌ها تشكيل شود.لبته شايد اين سنن در برخي مناطق استان به دليل گرفتاري‌ها و مشكلات اجرا نشود ولي هنوز هم خانواده‌هايي هستند كه به اين سنن پايبند بوده و اگر اين سنن را اجرا نكنند دلگير شده و آنرا خوش يومن نمي‌دانند.

 

سنتهاي رايج ماه رمضان در استان زنجان

مردم استان زنجان ماه رمضان را فرصت مغتنمی برای عبادت، خودسازی و تذهیب روح و نفس می‌دانند و خود رااز ماه‌های رجب و شعبان برای شركت در ضیافت الهی آماده می‌كنند.

مومنان این خطه با غبارروبی از مساجد، امامزاده‌ها، تكایا و منازل و خرید اقلام و مایحتاج ضروری خود، از روزهای پایانی ماه شعبان رسما به پیشباز رمضان، ماه نزول قرآن می‌روند.

روزه‌داری مومنین زنجان معمولا همزمان باآخرین روز ماه شعبان‌المكرم و برخی مواقع نیز یك هفته قبل از آغاز ماه رمضان، تحت عنوان "روزه پیشباز" آغاز می‌شود و عیدسعید فطر خاتمه می‌یابد.

درطول ماه رمضان كه به زبان تركی "اوروشلیق" خوانده می‌شود مساجد، اماكن مقدس و نمازخانه‌های این استان مملو از جماعت روزه‌داری می‌شود كه‌با انگیزه‌ی تكمیل عبادت و كسب فیض بیشتر، نمازهای یومیه را به‌جماعت اقامه می‌كنند.

فعالیت‌های دینی و مذهبی در این ماه در شهرها و روستاهای استان به‌اوج خود می‌رسد و كلاس‌های ویژه قرایت، تفسیر و تعلیم قرآن، جلسات احادیث، علوم دینی و فقهی به‌طور گسترده در اماكن مقدسه و منازل مردم برگزار می‌شود.

آحاد مختلف مردم این استان از قدیم‌الایام اعتقاد دارند، ماه رمضان با خود خیر وبركت می‌آورد و اعضای خانواده‌ای كه‌در آن روزه‌خوار بدون عذر موجه وجود داشته باشد از نعمات و بركات بیكران ضیافت خداوندی محروم می‌شوند.

مردم زنجان روزه گرفتن در دهه اول ماه مبارك رمضان را " یوقوشا داشینان- چیخماق " ( حركت در سربالایی تند كوه با بار سنگ )، ده روز دوم این ماه را "یوقوشا كرپیجینن چیخماق " (بالارفتن از دامنه‌كوه با بار خشت) و روزه‌داری در دهه‌ی سوم این ایام پربركت را "انیشه قاشماق سو ایچماق كیمیندی" (پایین آمدن از دامنه كوه مثل آب خوردن است) تعبیر می‌كنند.

به‌اعتقاد مردم زنجان ، در ماه مبارك رمضان اعضای بالغ خانواده‌ها از ثواب روزه‌های كله‌گنجشكی كودكان و افراد نابالغ برخوردار می‌شوند و به‌همین خاطر، والدین كودكان خودرا به‌گرفتن روزه‌ی نصفه‌روز ترغیب می‌كنند و درقبال پرداخت وجهی، روزه‌ی كله‌گنجشكی آنان را می‌خرند.

مردم این منطقه در شب‌های قدر نیز با برپایی آیین‌های ویژه و خاصی از قبیل دعا و نیایش، شركت در محافل معنوی دعای جوشن كبیر ، دعای فرج امام زمام و ابوحمزه، اقامه نماز هفت قل‌هواللهی، حضور درمساجد و تكایا و قرآن‌سرگرفتن،  ۱۹و  ۲۱و  ۲۳ماه مبارك رمضان را گرامی می‌دارند.

خواندن سوره‌های عنكبوت ، روم ، دخان و قدر از دیگر باورهای كهن مردم این استان است كه در شب‌های قدر عملی می‌شود.

برپایی جشن و شادی در شب بیست و هفتم ماه رمضان (شب قتل ابن ملجم مرادی) تا هنگام سحر و خوردن كله‌پاچه‌ای كه همراه با سیر پخته شده‌است برای افطار و سحری در این شب نیز جزیی از باورهای مردم زنجان را تشكیل می‌دهد.

دوختن كیسه برات "برات كیسه‌سی" در آخر ماه رمضان به تعداد اعضای خانواده نیز از آداب ورسوم مردم این منطقه است و مادر خانواده این كیسه را درمسجد و بین دو نماز ظهر و عصر و دعاهای تعقیبات نماز ، با پارچه‌ی سفید چلواری و نخ و سوزن كارنكرده می‌دوزد.

برای بریدن نخ و پارچه‌ی این كیسه به‌جای چاقو و قیچی از دندان‌ها استفاده و یك سكه‌ی "پول" نیز در قسمت پایین آن قرار داده می‌شود.

به‌اعتقاد زنجانی‌ها اگر این كیسه‌ها توسط پنج زن سیده كه اسامی آنها فاطمه یا یكی‌از القاب حضرت زهرا (س) باشد لمس شود، بركت و نعمت خدا به‌همراه این كیسه‌ها به خانه‌های آنان وارد می‌شود و اعضای خانواده به آرزوی خود می‌رسند.

خواندن نماز مغرب و عشا پس از قرایت دعا و آیاتی از قرآن كریم چون سوره‌ی مباركه قدر به‌تعداد سه یا هفت بار قبل‌از خوردن اولین لقمه افطاری از دیگر آداب و رسوم زنجانی‌ها به‌شمار می‌رود و روزه‌داران این دیار معمولا افطار خود را با خرما و یا نمك باز می‌كنند.

زنجانی‌ها در سال‌های دور كه وسایل ارتباطی چون رادیو و تلویزیون به‌ندرت و تنها در منازل تعدادی از متمولین شهر یافت می‌شد، زمان افطار را بااستفاده از رشته‌های نخ سیاه و سفید تعیین می‌كردند.

به‌همین منظور دو رشته نخ سیاه و سفید را در مقابل چشم قرار داده و زمانی كه چشم قادر به تشخیص این دو رنگ از هم نمی‌شد، افطار می‌كردند.

آش كشك، آش ترش، شیربرنج، آش بلغور ، تاس كباب ، فرنی، كله پاچه، حلوا، آبگوشت كوفته ، كالاجوش ، پیاز آب ، سوپ، رنگینك و انواع خورشت‌ها از جمله غذاهایی است كه برای افطاری و سحری خانواده‌ها طبخ می‌شود.

نان‌چایی ، بربری ، فتیر ، شیرمال روغنی و شیرین ، زولبیا وبامیه و پشمك نیز از جمله نان‌ها و شیرینی‌های سنتی است كه بیشتر در ماه مبارك رمضان در این استان پخت و عرضه می‌شود.

تورنا بازی ، گل یا پوچ و گرداندن انگشتر توسط اوستا دربین گروه، دبرنا و شاه‌وزیر نیز از جمله بازی‌های سنتی‌است كه هنوز در ایام ماه مبارك رمضان پس‌از بازكردن افطاری، در قهوه‌خانه‌های سنتی و یا منازل و شب نشینی‌ها توسط نوجوانان ، جوانان و حتی بزرگسالان انجام می‌شود.

زنجانی‌ها همچنین عادت دارند در ایام ماه مبارك رمضان، كدورت و اختلاف‌های فیمابین را برطرف و نسبت به‌هم محبت بیشتری ابراز كنند چراكه معتقدند لطف خدا بیشتر شامل حال كسانی می‌شود كه دل مومن روزه‌داری را شاد می‌كند.

 

آداب مهمان

عموماً مهمان در ميان مردم زنجان داراى مقام و منزلتى بزرگ است. اصولاً تمام شئون زندگى آنان براساس پذيرائى از مهمان ترتيب يافته است، گوئى همه چيز براى مهمان است. پس از ورود مهمان به خانه، تمام اعضاءِ خانواده در خدمت مهمان قرار مى‌گيرند و طعام و خوراکى‌هاى مختلف و اشربه به چند برابر نياز تهيه مى‌شود.

در اين مرحله دو رسم وجود دارد: يکى آنکه صاحب‌خانه پس از چيدن سفره رنگين، اتاق مخصوص پذيرائى را ترک و مهمان را تنها مى‌گذارد تا به‌راحتى غذاى خويش را ميل نمايد. در رسم دوم صاحب‌خانه در فاصله يکى دو مترى سفره دو زانو نزديک در ورودى مى‌نشيند و مردم به مهمان تعارف مى‌کند و پس از جمع کردن سفره با تعارفات زياد نظير ببخشيد، قابل شما نبود، شرمنده شديم و ... ، افراد خانواده بقيهٔ غذا را ميل مى‌کنند.

زمان استراحت را مهمان تعيين مى‌کند و در مجموع مهمان‌نوازى از خصوصيات بارز اين مردم است، که در سفرنامه‌هاى جهانگردان به تفصيل از آن سخن رفته است.

 

 

مراسم عروسى در زنجان قديم

از نظر آداب و رسوم به‌طور کلى دو نوع ازدواج در منطقه صورت مى‌گيرد. در شکل اول عروس همراه با داماد بدون اطلاع قبلى منزل پدرى را ترک مى‌کندو چند روز بعد پدر داماد با ريش سفيدان محلى به منزل عروس رفته و به‌هر تقدير پدر عروس را راضى مى‌کنند و نامه‌اى تحت عنوان وکيل‌نامه جهت عقد ازدواج رسمى دريافت مى‌نمايند.

در شکل دوم ابتدا پدر داماد به‌همراه ريش‌سفيدان محلى به منزل عروس جهت خواستگارى مراجعه و پس از جلب رضايت، هر کدام از طرفين نماينده‌اى جهت عقد قرارداد تعيين مى‌کنند. متن قرارداد شامل شيربهاء و مهريه و براساس وضع مالى داماد مواد غذائى مانند قند، چاي، برنج، روغن، شيريني، کشمش مى‌باشد. قرارداد تحت عنوان ”کسمات“ منعقد مى‌گردد و پدر عروس مقدارى پارچه به‌نام ”خلعت“ جهت دعوت از اقوام به تعداد ۴۰ نفر از پدر داماد دريافت مى‌کند.

عمو و دائى عروس در اين ميان هدايائى چون کت و شلوار، و گوسفند دريافت مى‌نمايند. پدربزرگ و مادربزرگ عروس نيز صاحب زيورآلات مى‌شوند. جهيزيه توسط پدر عروس آماده مى‌شود که شامل قالي، کمد، ظروف، جاجيم، چرخ خياطي، خورجين، لوازم خواب، کت و شلوار داماد و يک جعبه در بسته توسط مادر عروس پس از تدارک عروسي، مراسم ”صلاح‌چائي“ توسط پدر داماد برپا مى‌شود که پس از صلاح و مشورت ريش‌سفيدان زمان و مکان عروسى معلوم مى‌شود و به خانواده عروس ابلاغ مى‌گردد و از طرف خانواده عروس لازم‌الاجرا مى‌گردد.

سپس نمايندگان خانواده عروس و داماد تعيين شده و ضمن تحويل خلعت‌ها. مهمانان را دعوت مى‌نمايند. پس از جمع شدن مهمانان در منزل عروس و داماد، مهمان زن مقدارى پول، جاجيم، دستکش به‌نام ”توره“ به عروس هديه مى‌کنند.
بعد از صرف شام، مقدارى حنا همراه شمع و شيرينى در سينى گذاشته و به منزل عروس برده مى‌شود. و مراسم حناگذارى تا نزديک صبح ادامه مى‌يابد. در منزل داماد چند نفر جهت آوردن عروس تعيين مى‌شوند و فراوانى آن روز به منزل عروس رفته و ضمن صورت‌بردارى جهيزيه و تحويل گرفتن آن، و عروس پس از دريافت اجازه از پدر يا عمو آماده حرکت مى‌شوند. مرکب عروس تزئين شد. و همراه با برادر خويش و فرستادگان داماد سوار شده و به‌راه مى‌افتد.

برادر داماد پيشاپيش قافله حرکت مى‌کند. داماد نيز سوار بر اسب به‌عنوان ربودن عروس حرکت مى‌کند که با مقاومت همراهان عروس مواجه مى‌شود و عقب‌نشينى مى‌کند. با رسيدن عروس به منزل داماد، وى از پشت‌بام مقدارى پول و شيرينى و سيب به سر عروس پرتاب مى‌کند و سپس يک پسربچه به‌دست عروس داده مى‌شود (به نشانهٔ زائيدن بچه‌پسر). ورود به خانه همراه با ذبح قربانى و شکستن تخم‌مرغ است.

عروس را دور تنور گردانده، روى پارچه‌اى به‌نام پى‌انداز حرکت داده و در اتاق مخصوص مى‌نشانند و او نمى‌نشيند تا اينکه پدر داماد يک رأس گاو يا گوسفند به او هديد مى‌کند و او را مى‌نشاند. سپس شيرينى خورده مى‌شود و مهمانان مقدارى پول به‌عنوان ”تويانه“ مى‌دهند، که بعداً به پدر داماد تحويل مى‌شود، پس از ناهار مهمانان مراجعت مى‌کنند.

دو روز بعد از عروسى مراسم زنانه ”دواق قاپما“ انجام مى‌شود و پس از بيست روز پدر عروس تحت عنوان ”اياق آشما“ عروس و داماد را به منزل دعوت مى‌کند و هديه‌اى شامل گوسفند و فرش به آنها مى‌بخشد. در ماه اول ازدواج مراسم مشابهى توسط قوم و خويش عروس و داماد انجام مى‌شود.

 

مراسم تدفين

اهالى بعد از رسيدن خبر فوت شخص در منزل او حاضر مى‌شوند. سپس مراسم تدفين انجام مى‌شود. جلوى ميت، يک سينى پر از قند شکسته با پارچه سياه رنگ روى آن حمل مى‌شود که به آن ”ورخباز“ مى‌گويند. که در مراسم بين مردم تقسيم مى‌شود. پس از آن اهالى به منزل متوفى مراجعه و به صرف غذا مى‌پردازند. روز بعد صاحب مجلس سوگواري، مجلس ”صلاح‌ لاشماق“ را برپا مى‌کند که با دعوت ريش‌سفيدان و خويشان نحوه برگزارى مراسم تعيين مى‌شود.

روز مراسم اگر پنج‌شنبه باشد شام و اگر جمعه باشد ناهار خواهد بود. يک روز قبل از مراسم، قرآن‌خوان‌هاى محلى جمع مى‌شوند و بايد يک جلد کلام ا... مجيد را تمام کنند، تا پذيرائى جالبى نصيبشان شود. بعد از صرف غذا مهمان بايد مجلس را ترک کند. بعد از روز شنبه اولاد خانواده با کسب اجازه منزل را ترک مى‌کنند. اما رفت و آمد مهمانان تا چهلم ادامه دارد.مراسم بعدى چند روز به چهلم مانده است که قوم و خويشان با آوردن پارچه‌هاى رنگى مجلسى به‌نام ”قره اچماق“ برپا مى‌کنند. لباس‌هاى سياه را از تن درآورده و لباس رنگى مى‌پوشانند. شخص عزادار بعد از اين مراسم به منزل دوستان مراجعه و با تقديم پارچه، اجازه کندن لباس سياه را مى‌دهند.

روز چهلم پنج‌شنبه يا جمعه انتخاب مى‌شود و ناهار يا شام ترتيب داده مى‌شود، که با دعوت قبلى مى‌باشد. آخرين مرحله روز عيد است که آشنايان و دوستان از منزل متوفى ديدن کرده و مراسم پايان مى‌گيرد.

 

پوشش سنتي زنان و مردان زنجاني

1- 1: سرپوش زنان : مهمترين سرپوش زنان در دوره قبل از كشف حجاب چادر مشكي بوده است كه در قسمت كمر داراي يك بند جهت بستن آن بوده است . علاوه بر اين زنان و دختران زنجاني از روسري سفيد رنگي كه بدان « چرگات » مي‌گفتند براي پوشاندن موهاي سرشان استفاده مي‌كرده‌اند ، به طور كلي آنچه كه عموميت دارد اينكه براي سر از سه نوع پوشش استفاده مي‌شده است. ابتدا پارچه‌اي به نام پوشن موي سر با قوس پيشاني به طور محكم محافظت مي‌نموده ، سپس ابزار دومي كه به جهت حفاظت پوشن مورد استعمال است « چنه آلتي » ( زيرچانه ) نام دارد كه خود از سكه‌هاي قلابدار به هم پيوسته و يا منجوق رنگارنگ تشكيل شده است و از زير چانه تا فرق سر چسبيده مي‌شود پوشش سوم بنام «ياشماق» (روسري) است كه براي پوشش دهان چانه و گردن استفاده مي‌شود كه در حقيقت نوعي روبند است

. 2-1 : تن پوش زنان :تن پوش زنان عبارت بود از پيراهني كه در اصطلاح محلي بدان « كوينگ» گفته مي‌شد جنس كوينگ از كرباس بوده و پارچه آن توسط خود افراد بافته مي‌شده است و طرحهاي الوان و رنگهاي گرم در آن به كار مي‌رفته است بلندي كوينك به اندازه‌اي بوده كه تا زانو مي‌رسيده علاوه بر اين يقه كوينك كمي باز بوده كه در قسمت باز از گردن بند جهت پوشاندن گردن استفاده مي‌شده است . بر روي پيراهن يا همان كوينك ، ارخالق پوشيده مي‌شده ، ارخالق همان نيم تنه روئين زنان بود « كه معمولاً از چيتهاي رنگي دوخته مي‌شده كاملاً چسبان و بدون يقه بود و آستينهاي تنگ آن تا بالاي آرنج مي‌رسيد كه گاهي طول اين آستين تا حدود مچ هم مي‌رسيد . سر آستين آن داراي تكمه‌هاي فلزي كوچكي بود ، اين تكمه در زمستان بسته و در فصل گرما و تابستان باز بود. طرحي از گل و بوته هم روي ارخالق مي‌دوختند كه به آن قلمكار مي‌گفتند بهترين ارخالقها متعلق به بنارس بود ، در اصفهان و بروجرد و شيراز نيز ارخالق توليد مي‌كردند .لباس ديگري كه بدون آستين بود و از روي پيراهن و زير كت پوشيده مي‌شد جليزقا يا جليقه بود كه ( در اصطلاح محلي جرقا نام داشت) . از روي جليقه يا ارخالق زنان كتي مي‌پوشيدند كه در اصطلاح محلي به آن « دون » يا «يل» مي‌گفتند كه تا كمر مي‌رسيده و مورد استفاده متمولين بوده .زنان از تنبان بعنوان شلوار استفاده مي‌كرده‌اند ، « تنبان يك نوع شلوار بود كه معمولاً كوتاه و گشاد بوده و از پارچه‌هاي چون ابريشم ، مخمل ، شال كشميري يا پارچه‌هائي از اين قبيل دوخته مي‌شد ، تنبان كه در اصطلاح محلي بدان تومان گفته مي‌شود ، تا قوزك پا مي‌رسيده و سپس در قوزك پا باكش بسته مي‌شده تنبانهاي كوتاهتر گشاد دوخته مي‌شدند .همچنين زنان دامني پرچين بنام شليته ( كه در اصطلاح محلي شلته گفته مي‌شده ) مي‌پوشيدند ، شليته‌ها ابتدا دامني‌هاي پرچيني بودند كه روي زانو مي‌آمد ولي بعد اين شليته‌ها كم‌كم كوتاهتر شده شليته‌ها را روي تنبان به تن مي‌كردند. زنهاي شيك پوش معمولاً 10 الي 11 شليته برپا مي‌كردند . يك نوع شلوار هم تحت عنوان ‌( نيم‌ساق ) وجود داشته از اين شلوار در مهمانيها و مسافرتها استفاده مي‌شده كه در قسمت پا به جوراب مجهز است كه نوعي جوراب شلواري است .

 پاپوش زنان : زنان كفشهاي پاشنه كوتاهي كه به « كوردي ياتي » معروف بودند به پا كرده‌اند ،رويه اين كفشها معمولاً از پوست گوسفند ( يا ميشين) و زير كفش از پوست گاو ميش يا گاو بود كه در اصطلاح محلي بدان « گون » مي‌گفتند . روستائيان معمولاً از پوست خام گاوميش‌ يا گاو استفاده مي‌كردند و رويه كفش را از لاستيك يا تسمه‌هاي بهم بافته شده از پوست ميش يا گوسفند درس مي‌كردند . لازم به ذكر است كه چرم خام انعطاف نداشته و ظاهر خوبي هم نداشت ولي ديرتر از بين مي‌رفت . چرم خام رنگ طبيعي خود را داشت اما چرم دباغي شده كه معمولاً طبقات مرفه براي ساختن كفش خود استفاده مي‌كردند به رنگ قهوه‌اي يا تيره بود . كفش زنان ثروتمند يكنوع چارق گلدوزي و تزئين شده بود ، اما كفش زنان طبقات كم درآمد يا روستايي معمولاً از چرم خام تهيه مي‌شد ( البته نسبت به كفش مردان كمي زيباتر ساخته مي‌شد) معمولاً براي دوام بيشتر كفش از يك لايه « خش » استفاده مي‌كردند كه بين كف داخلي و كف اصلي كفش قرار مي‌گرفت . لايه خش ذرات ريز تراشيده شده چرم و ميشين بود كه با سريش و مقداري آب در يك كوزه ريخته شده و مانند سابيدن كشك در كوزه شكسته كوبيده مي‌شد تا كاملاً خيس شده و بوسيله سريش به هم بچسبد سپس آنرا روي كف داخلي كفش مرتب مي‌كردند و كف اصلي را روي آن نصب كرده و مي‌دوختند

لباس عروس : نوع لباس عروس بستگي به استطاعت و اعتقادات خانواده عروس داشته است معمولاً روي صورت عروس تور مي‌انداختند . مي‌توان گفت كه لباس عروس نسبت به لباس افراد عادي زرق و برق بيشتري داشته و رنگ آن شاد و از نظر ظاهرخوش دوخت بوده است .

 

لباس مردان : 

1-2 سرپوش مردان : مردان معمولاً از كلاه پوستي يا كلاه‌نمدي به عنوان سرپوش استفاده مي‌كردند اما در زمان رضاشاه استفاده از اين كلاهها ممنوع شده و ابتدا كلاه پهلوي و سپس كلاه شاپو متداول گرديد .

 2-2 : تن‌پوش مردان : مردان پيراهني به نام «كونيك» مي‌پوشيدند كه تا كمر مي‌رسيد ، از روي كونيك معمولاً جليقه مي‌پوشيدند كه از جلو يك طرف آن روي طرف ديگر آمده و بسته مي‌شده . همچنين دو نوع كت بنامهاي « اويما » و «ستره» وجود داشت كه هم جنس و هم استفاده‌كنندگان آنها متفاوت بود. ستره كنارش چاك داشته و جيب آن مثل قباي آخوندي بود ، ستره بلند بود و معمولاً شهريها و افراد ثروتمند از آن استفاده مي‌كردند . اما دهاتيها و مردم كم‌درآمد «اويما» مي‌پوشيده‌اند كه از جنس كرباس تهيه مي‌شده ، روستائيان كرباس را برنگ آبي رنگ مي‌كردند ( چون رنگ ديگري نبوده ) و اويما از ستره كوتاهتر بود و تا زانو مي‌رسيد . لباس كه مردان به عنوان پالتو استفاده مي‌كردند «سردري» نام داشته كه بالاتنه آن جدا بوده و پائين تنه آن داراي چينهاي زيادي بوده كه در اصطلاح محلي بدان « لوحه چين » مي‌گفته‌اند و تا پا مي‌رسيد . شلوار مردان گشاد بوده و كمر آنرا با بند مي‌بستند ، روستائيان معمولاً بندشلوار خود را بلند مي‌گرفته‌اند به نحوي كه از جلوي شلوار آويزان مي‌شده است . رنگ اين نوع شلوارها كه به شلوار بندي معروف بوده‌اند ، آبي نيلي بوده . لازم به ذكر است كه افراد روستايي و كم‌درآمد شلوار زير و شلوار رو نداشته‌اند و همان شلوار را هم در خانه و هم در بيرون خانه مي‌پوشيده‌اند .

 3-2 پاپوش مردان : كفش مردان را نيز مانند كفش زنان از پوست گاوميش يا گاو «گون» درست مي‌كرده‌اند . افراد ثروتمند از كفش پاشنه بلند استفاده مي‌كرده‌اند ولي بقيه مردم كفش پاشنه كوتاه مي‌پوشيدند كه به آن « كودري ياتي » مي‌گفتند .

زيورآلات : استفاده از انگشتر بر خلاف مردان كه معمولاً از انگشتر عقيق به خاطر ثواب بودن استفاده مي‌كردند در بين زنان معمول نبوده است ، البته به هنگام ازدواج حلقه‌اي بين عروس و داماد رد و بدل مي‌شده است . دستبند و گردنبند زنان معمولاً از يك رشته منجوق سنگ شبه يا شبق « سنگ سياه براق » و سنگهاي زرد رنگ (كهربا) و پشم و عقيق تشكيل مي‌شد . در روستاها معمولاً از سكه‌هاي پنج‌ريالي يا ده‌ريالي كه زرگرها آنها را با قلابهائي به هم متصل مي‌كردند به صورت سربند گردنبند و استفاده مي‌شد . سربندها را معمولاً بوسيله پيشاني بند ( در اصطلاح محلي عصابه ) آويزان مي‌كردند .